.باز شب شد چقدر تنهایم.

.گفته بودی که شبی می اَیم.

.باز شب شد و از پنجره ام.

.همچنان راه تورا می یابم.

.کنج این پنجره ها شب همه شب.

.منم و گریه و های،هایم.

.پشت این پنجره ها تا به سحر.

.پنجه بر پیکر شب می سایم.

.نکند بیهوده عمر خود را.

.پشت این پنجره می فرسایم.

.نکند بیهوده تکرار شود.

.قصه چشم به راهی هایم.

.باز چون دیشب و شبهای دیگر.

.می روم پنجره را بگشایم.

.باز شب شد،شب و از پنجره ام.

همچنان راه تورا می یابم...!

وقتی نیستی تنهام خدا جونم البته تو همیشه کنارمی ولی من بعضی وقتا فراموشت می کنمو تو خیالم فکر می کنم تنهام...! ممنون که دوباره منو به یادت انداختی!!!